تبليغاتX
شبزده777
همه چی از همه جا
دیروز حسین را به ضرب تیغ و سنگ ازدند

وچندی پیش عیسی گفت خدایا اینان راببخش

چندی پیش برسر عیسی تاج خار نهادند و درکوچه ها به راهش انداختند

ودیروز حسین گفت کجاست یاری کننده ای که مرا یاری کند

دیروز اری همین دیروز خورشید پیکر حسین بر نیزه بودو چندی پیش عیسی گفت اینان نمی دانند چه میکنند.

چندی پیش اری چندی پیش صلیب عیسی را بر بلندای اسمان کشید ودیروز حسین گفت:پس ازاده باشید.

وامروز زیر چکمه ی اندیشه هایمان پیکر مظلومان را له میکنیم سرهایشان را بر نیزه های نادانی میفرازیم وکف مهربانان را با میخ اعمالمان بر صلیب خودخواهی میکوبیم و

خودبر مصائب مسیح و حسین میگرییم.

ای عیسی ناصری

به خودببال که در جهل ما نبودی

ورنه تورا نیز چون حسین مسلمانان بر صلیب میکشیدند.

برگرفته ازکتاب:من دیوانه نیستم

جبران خلیل جبران<محسن نیک بخت>

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط شبزده  | 

ابو سعید ابولخیر شاعرو عارف بزرگ قرن های ۴و۵ هجری است.

او ازقدیمی ترین کسانی است که نظریه ی وحدت وجود راارائه کرده است.

شعرهایابوسعید اغلب درقالب رباعی است و این رباعی معروف اوست.

راه تو به هر روش که پویند خوش است

وصل تو به هر جهت که جویند خوش است

روی تو به هردیده که بینند نکوست

نام تو به هر زبان که گویند خوش است

۱۱سال پس از مرگ ابوسعیدیکی از نوادگان او به نام محمد منور تصمیم گرفت کتابی درشرح حال و زندگی ابوسعید بنویسد.

اونام این کتاب را اسرارالتوحید گذاشت وان چه درباره ی جدش شنیده بود دران گرد اورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط شبزده  | 

گدایان بهر روزی فرزندانشان را کور میخواهند.

طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند.

تمام مرده شوران راضیند بر مرگ انسان ها.

فقط این خوش نوازان خلق را مسرور میخواهند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط شبزده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط شبزده  | 

 

                          

از خدا خواستم عادت های زشتم را ترک بدهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط شبزده  | 

دشنام دهنده ی به مومن مانند کسی است که در استانه ی هلاکت و نابودی است

                                                                                             پیامبر عشق/ص/

مومن تمام هستی اش محترم وتعدی به ان حرام است

ابرویش.مالش.وخونش                             امام صادق

به مردم دشنام ندهید که در اثر ان دشمنی انان نصیبتان میشود.

پیامبر عشق

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط شبزده  | 

 

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب امدی

سنگ دل این زودتر میخواستی حالا چرا؟

عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگراکنون باجوانان نازکن باما چرا؟

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

این قدر با بخت خواب الود من لالا چرا؟

اسمان چو جمع مشتاقان پریشان میکند

در شگفتم من نمیپاشد زهم دنیا چرا؟

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا؟

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط شبزده  | 

عراق....................................بین النهرین

سوریه ولبنان.........................شامات

چین....................................ختن

ترکیه.................................عثمانی

هندوستان..............................بهاران

گرجستان............................ایبری

غنا....................................ساحل طلا

ماداگاسکار..............................مالگاش

لیبی......................................طرابلس

ویتنام...................................انام

هلند.................................ندرلند

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط شبزده  | 

سوئد......................................کشورباسواد

سیلان.....................................گوشواره هندوستان

ساحل عاج............................کشور فیل

شوروی سابق.......................پشت پرده اهنین

شیلی....................................کشوردراز

فنلاند...................................کشور ۱۰۰۰دریاچه

فیلیپین..........................کشوردریاچه ها

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط شبزده  | 

تو می دانی من هرگز به خود نیندیشیدم.تو میدانی وهمه میدانند که من حیاتم .هوایم همه ی خواسته هایم به خاطر تو وسرنوشت تو وازادی تو بوده است.تو میدانی وهمه میدانند که هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشته ام.ازترس خلافت تشیعم رااز یاد نبرده ام.تو میدانی وهمه میدانند که نه ترسویم نه سودجو.تومیدانی و همه میدانند که من سراپایم مملو از عشق به تو وازادی تو وسلامت تو بوده است وهست وخواهد بود.تو میدانی وهمه میدانند که دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است.تو میدانی و همه میدانند که من خودم را فدای تو کرده ام وفدای تو میکنم که ایمانم تویی وعشقم تویی وامیدم تویی و معنی حیاتم تویی وجز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد طعمی ندارد. تو میدانی و همه میدانند که شکنجه دیدن به خاطر توزندان کشیدن برای تو ورنج کشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است.

از شادی توست که من دردل میخندم.از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام میدرخشد واز خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس میکنم.

استاد علی شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط شبزده  |